|
من..تو و بارون |
|
جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥
* بنام خدا * سلام امروزهرچی دلم می خواد می نویسم لطفا به هیچکی بر نخوره خستگی کار روزانه مجالی برای نوشتن پست جدید نمی دهد...اما خوب
فکر می کنم آدم از خونه بیرون نره بهتره چون که چشا گرد
یه نمونش رفتن به شهر کتابه....قسمت سی دی و کاست خوانندگان نوظهورآدمو گیج و میج میکنه
اینهمه خواننده یهو از کجا پیداشون شد؟ خدا میدونه اما خداییش آهنگهای بنیامین بد نیست....مثلا آهنگ لکنتش که ثابت کرد آدمایی که مشکل تکلم دارن هم می تونن خواننده بشن و اعتماد به نفس بهشون داد
به نظر من تنها صدایی که مرغ سحر را با سوز و گداز می خوند و به دل می نشست صدای مرحوم جعفر بزرگی بود....روحش شاد و یادش گرامی باد
امروز یه متن با مزه خوندم :
عشق حقیقی اغلب با ملاقات های شانسی شروع می شود.روزی گوسفندی روی یک شانس محض با یک گرگ ملاقات کرد.....
نتیجه اخلاقی : از ملاقاتهای شانسی بپرهیزید
یعنی هیچکی نیست که این مشکل لینک کامنت منو حل کنه؟
(( حق یارتان ))
شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٥
* بنام خدا * سلام برهمه دوستان نازنین از اینکه دیر به دیر آپدیت میشه ممنونم از کسانیکه لینک این وبلاگ هنوزهم دروبشون محفوظه..... بزودی من هم اینجا را سروسامانی می دهم ومحبتشون را جبران میکنم. راستی اساتید محترم کسی میدونه چرا لینک نظرات من فعال نمی شه هر چی لینک را توی قالب بالا و پائین میبرم انگار نه انگار که وجود خارجی داره راستی یک وب جدید یافتم که مطالب مفیدی داره نویسنده این وب مدیر پارسیک و بلاگفا هستند....برنامه گوگل ارث رو اینجا دانلود کنید خیلی هیجان آوره من که با این برنامه احساس کردم روی کره زمین در حال پروازم موفق باشید وحق یارتان جمعه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٤
* بنام خدا * گريه ميکردم که کفش ندارم.... مردی را ديدم که پا نداشت (( گلستان سعدی )) پنجشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٤
*بنام خدا * اشخاصی که صبر می کنند تا اوضاع و شرایط عالی ازراه برسد هرگزکاری را به انجام نمی رسانند زمان مطلوب برای عمل همین حالاست...نقطه اقتدار همواره در لحظه حال است
[ خانه | | پست الكترونيك ] |
